صلح نام زمین و آب توسط محمد باقر فرزند حاجی حسین ساری کاشانی به پسرش محمدحسن
SAR156 · دوشنبه 2 رمضان · 1326ق · هجری قمری · صلحنامه

تصاویر و فایلهای پرونده


خوانش یا توضیح سند
متن اصلی فبعد الحمد والصلوه غرض از تحریر و ترقیم اینکلمات شرعیه الدلالات آنست که بتاریخ یوم دوشنبه دویم شهر رمضان المبارک سنه 1326 مطابق مهرماه جلالی پیچ ئیل [سال میمون] حضور بهم رسانید عالیحضرت [احتمالاً: فخر] فطرت آ محمدباقر خلفمرحمت و غفران پناه طوبا مکان حاجی حسین ساری کاشانی رحمه اله و بعد الحضور با میل خاطر و استعانت مشاعر صلح صحیح شرعی قطعی نمود بولد ارجمند خود و هو عالیشان آ محمدحسن حفظه اله همگی و تمامی مجری المیاه هفت قدم آب از قنات مزرعه جمالاباد من مزارع قریه سار بانضمام همگی و تمامی کل قطعه زمین ابتیاعی از حاجی مطهر ساری بانضمام دو قطعه دیگر واقعه در جنب زمین مرقوم این سه قطعه متصل بیکدیگر مع اشجار [احتمالاً: حتی] الجوز واقعه در مزرعه مرقوم که یکحد این سه قطعه بزمین فرج اله عمو جعفر و حد دیگر آن بباغ ورثه مرحوم عبداله ساری رحمه اله و حد دیگر آن بشارع عام و حد دیگر آن بصحرا بانضمام کل قطعه زمین [احتمالاً: ماقبستان] شهره واقعه در دشت سفلای مزرعه مرقوم ایضا ابتیاعی از حاجی مطهر [احتمالاً: مستور] در تحریر بانضمام کل قطعه زمین غلام رضا شهره واقعه در دشت سفلای قریه سار مشهور بدشت وزنو واقعه در جنب زمین حاجی محمد صبو و حد دیگر آن بزمین حسین علی اکبر و حد دیگر آن بصحرا و حد دیگر آن بزمین دیگر مصالح مزبور بانضمام همگی و تمامی دو باب اسصبل و یکباب اطاق جدیدالبنا متصل یکدیگر واقعه در طرف آفتاب روی قریه سار محدود بصحرا از دو طرف و بملک متصرفی جنب[احتمالاً: ارباب]علی اصغر ساری بضمیمه ممر و [احتمالاً: ارض] و ابواب و غیره بانضمام همگی و تمامی یکباب اسطبل دیگر جدید البناء که محل آن از عالیحضرت ارباب ابوتراب ابتیاع نموده بود و واقع است در ذیل کمرپنجه شاه شهره بانضمام همگی و تمامی یکباب زاقه بضمیمه یکباب حصار مورثی از مرحوم جنت مکان والد مصالح مرقوم که یکحد آن بحصار اخ مصالح له مرقوم است و حدی دیگر آن بر [احتمالاً: افر] اخ مصالح مرقوم است و هو حاجی محمد جعفر ساری بمال المصالحه مبلغ یکصد دینار فلوس معمولی ایران هر چهل عدد یکقران و یکصد من نمک حومه ایران و صیغه مصالحه با تمامی قواعد صحت در تمامی مارقم جاری و واقع گردید و مصالح عنه را فورا بتصرف بمصالح له داد و ضامن کاشف الغیر گردید و مال المصالحه را فی المجلس ابراء نمود و سایر شایط حجت و لزوم مما هو المقرر و المرقوم فی الشرع الشریف در قبض و اقباض و تسلیم و تسلم تخلیه و تصرف معمول و مرعی شد و بِهِ وَقَع الاَمهاد و عَلی الله التوکل و الاعتماد بتاریخ الفوق مهر و امضا لقد وقعت المصالحه المرقوه لدی حررها الاحقر فی 2 شهر صیام مطابق 1326 مهر و امضا معترفا اقر بالمرقوم فیه لدی المفتقر الظلوم فی شهر محرم الحرام سنه 1330 مهر و امضا اقر و الاعتراف بما قد لدی حررها مهر و امضا وقع بما رقم فیه لدی حررها الاحقر مهر و امضا وقع ما رقم فیه لدی حررها مهر و امضا اعترف معترفا بما رقم فی الهامش حررها مهر و امضا الامر کما رقم لدی حررها مهر و امضا الامر کما رقم لدی حررها مهر و امضا وقع ما رقم لدی حررها حاشیه یا یادداشت توضیح آنکه یکدنگ استثناء ثمن از یکدنگ از جمله شش دنگ سه3 باب طاحونه [آسیاب] که یکباب در علیاء مزرعه همزر و دو باب در قریه سار مورثی از مرحوم جنت مکان مرحوم حاجی ملا محمد لی ساری رحمه اله مع آلات و متفرعات کلهم منتقل نمود آ محمد باقر مرقوم بانتقال شرعی با محمد حسن مرقوم و منافع آن را مادام الحیوه زوجه خود با زوجه خود که والده آقا محمد حسن مصالح له باشد مسماه بسکینه خانم برقرار شد که بعد از حیوه مسماه مزبوره ملک طلق و حق صدق محمد حسن مرقوم باشد و کل قطعه باغ حاجی آبابا مع اشجار با محمدحسین منتقل نمود باتمام قواعد شریعه و دو قدم آب سار در روزه قه چهارم بانضمام باغ دایی کریم شهره در مزرعه همزر مع سه راس حیوان منتقل کرد بصبیه خود نوش آفرین خانم دو قدم آب سار در روزه قه نهم بانضمام کل قطعه زمین علی رضا شهره با سه راس حیوان مع نصف زمین ماقبستان بصبیه دیگر خود گلرخی م منتقل نمود و سه قدم و نیم آب قنواه اربعه واده قان مع املاک و اشجار حاشیه یا یادداشت از جوز و غیره منتقل کرد بصبیه دیگر خود [احتمالاً: معزز] خانم و تنفیذ و اختیار منافع انتقالات حاشیه مادام الحیوه از برای مصالح مرقوم برقرار شد فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ مَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ [بقره181] و کان ذالک تحریرا و وقوعا یوم دوشنبه دویم شهر صیام 1326 حاشیه یا یادداشت حاضره شد علیا مخدره سکینه خانم زوجه محمدباقر مرقوم و بعد الحضور با استقامت مشاعر و کمال میل و رغبت تنفیذ و تجویز تمامی مارقم و ما یسطر فی المتن والهامش را نمود که مرا حرفی و سخنی در تمامی انتقالات مرقومه بهریک از اولادات مرقومه خود نیست کلا صحیح و محض است بتاریخ المتن